نگاهی به جهان داستانی ایشی گورو
همایون نورعلی پور ـ نقدمکتوب
«کازوئو ایشی گورو » در سال 1954 در ناکازاکی ژاپن متولد شده و در شش سالگی به خاطر شغل پدرش به همراه خانوده به انگلستان مهاجرت کرد . « ایشی گورو » در این رابطه به گاردین می گوید : « قرار نبود برای همیشه در انگلستان بمانیم و همیشه در خانواده این حرف بود که بالاخره روزی به ژاپن بر می گردیم . تا اینکه پانزده سالم شد و ماندن مان در انگلستان قطعی شد . »
ایشی گورو ابتدا حسابی شیفته ی موسیقی بوده و بعدها شعر می نوشته است ، ترانه هایی هم ساخته که هیچ کدام برایش موفقیتی به همراه نداشته اند . « به نظرم راه امروزم با گذشته تفاوتی ندارد و سبک محتاطانه ام که بر ناگفته ها ، بی پیرایگی و لزوم خواندن بین سطرها استوار است از تجربه ی ترانه سرایی می آید . » تا این که در بیست و هشت سالگی و در سال 1982 ، اولین رمانش « منظره ی پریده رنگ تپه ها را نوشت و از آن به بعد رمان نویسی را ادامه داد .
منظره ی پریده رنگ تپه ها : 
این رمان اولین اثر ایشی گورو می باشد که به وسیله آقای" امیر امجد" به فارسی برگردانده شده . داستان « استوکو » زن بیوه ی ژاپنی است که ساکن انگلستان است و تلاش می کند تا با خودکشی تازه ی یکی از دخترانش به نام « کایکو » کنار بیاید . « تیکی » دختر دیگرش به دیدنش آمده و چند روزی را قرار است با هم باشند و در این بین « استوکو » یاد روزهای گذشته در ناکازاکی ژاپن می افتد . در این بین ، ارتباط « استوکو » باهمسایه اش « ساچیکو » و دختر او « کایکو » مهم ترین بخش رمان است .
اما نام ایشی گورو خیلی زود بعنوان یک نویسنده ی در بین مجامع ادبی مطرح شد و در سال 1986 و با انتشار دومین رمانش به نام هنرمند در دنیای شناور بر سر زبان ها افتاد .
هنرمند در دنیای شناور :
ایشی گورو گفته است : وقتی رمان« هنرمند ... » را به پایان رساندم ، گمان می کردم چگونگی بر باد رفتن زندگی یک مرد را تمام و کمال نمایانده ام ، ولی صرفا از دیدگاه شغلی . به رغم صحنه های خانوادگی به نظرم می آمد که زندگی شخصی قهرمان در چشم اندازی بسیار دور بیان شده است . بعد این پرسش برایم در دو سطح مطرح شد : چگونه می توان زندگی را ، هم از این دیدگاه حرفه ای و هم از منظر خصوصی هدر داد ؟ ازاین رو استیونز « بازمانده روز » بدل « هنرمند ... » است در حالی که شکستش بعدی اضافی دارد : هر چند پیشخدمت خوبی بوده ، ولی از دیدگاه اخلاقی و عشقی شکست خورده است . از یک کتاب به کتاب دیگر ، حول یک محور می چرخم و سعی در ایجاد ژرفای بیشتری دارم . »
به طور قطع شاهکار ایشی گورو" بازمانده روز "یا نشانه های روز است که این نویسنده در سال 1989 منتشر ساخت .
بازمانده روز:

این کتاب در فهرست هفته نامه تایم به مناسبت پایان دهه ی اول هزاره ی دوم میلادی ، به رتبه ی اول بهترین ها رسید . این رمان جایزه ی بوکر ، جایزه ی آرتور سی . کلارک و همچنین نامزد جایزه ی انجمن ملی منتقدان امریکا شد .
در مورد این اثر خود ایشی گورو گفته است : « بسیاری گمان می کردند که می توان رمان را به بررسی شرایط زندگی یک پیشخدمت انگلیسی در انگلستان پیش از جنگ جهانی دوم کاهش داد . البته این هم از جنبه های رمان است ، اما می خواستم خوانندگان را به این فکر بیندازم که شرایط شان تا چه حد به وضع استیونز شبیه است . »
این نویسنده که دیگر به معروفیت و شهرت جهانی رسیده بود می گوید : « آگاهانه افسانه هایی را که در باره ی انگلستان بر سر زبان هاست ، بی توجه به تجربه ی شخصی ام به کار گرفتم . من در این کشور بزرگ شده ام ، اما هرگز با آدم هایی که در یک ملک بزرگ زندگی می کنند و پیشخدمت مخصوص دارند بر نخورده ام . این انگلستان از میان رفته ، وقتی در باره ی یک پیشخدمت مخصوص در منزلی اشرافی حرف می زنید ، یک آرژانتینی یا یک چینی آن را می فهمد . استیونز می تواند مظهر ترس از زخمی شدن احساسات یا نمادی سیاسی باشد . تقریبا همه ی ما به نوعی استونز هستیم . به دور از مراکز قدرت ، به حرف هایی که داریم می پردازیم و ارضا و منزلت خود را در آن می جوییم . بی آنکه پی جوی چگونگی جای گیری آن حرفه در سیستم کلی باشیم . »
ایشی گورو در سال 1995 رمان دیگرش را به نام "تسلی ناپذیر" منتشر نمود . خودش در مورد این رمان گفته است : « در چهارمین رمانم رئالیسم را رها کردم . غالبا اولین رمان هایم را بیش از آنچه خواسته من است ، رئالیستی می پندارند . در حالی که مایلم بگویم نه تاریخ نگارم ، نه جامعه شناس و نه مردم شناس ، من فقط رمان نویسم . »
تسلی نیافته یاتسلی ناپذیر : 
تسلی ناپذیر تجربه ی جدیدی در فرم و ساختار روایت است . تسلی ناپذیر در باره ی مردی است که به یکی از شهرهای اروپا سفر می کند و قادر نیست با روابط و مناسبات روزانه ی مردم این شهر ارتباط برقرار کند .
ایشی گورو در باره ی این رمان گفته است : « دیدم زندگی شخصی من از کنترل خارج شده است و مطابق خواسته های من پیش نمی رود . زندگی مسیر پر پیچ و خمی دارد . واقعیت این است که با فرصت هایی که از دستمان می رود شانس های زیادی را هم از دست می دهیم . « تسلی ناپذیر » تلاشی بود تا زندگی را همان طور که حس می کردم بیان کنم . « تسلی ناپذیر » کتاب عجیبی است . به عبارت دیگر بسیاری از قوانین را می شکند. « تسلی ناپذیر » به نوعی ادامه ی « بازمانده روز » است که کتابی بسیار متفاوت است .» او در جایی دیگر گفته است : « خواننده ها بعد از خواندن این کتاب شایداحساس تحیر ، عصبانیت یا چیزی شبیه به آن راداشتند . »
در جایی دیگر در باره ی این رمان گفته است : « بعدها به ایجاد فضاهایی که به جهان ناخودآگاه یا رویا تعلق دارد متمایل شدم . چنان که در رمان تسلی ناپذیر به چشم می خورد . خوانندگان بلافاصله پی می برند که با بازسازی جهان واقعی روبه رو نیستند ، بلکه چشم انداز رمان نمادین است . در این رمان می خواستم دنیایی ذهنی بیافرینم ، اما از یک نظر پروژه این کتاب با « بازمانده روز » تفاوت چندانی نداشت . در تسلی ناپذیر همه چیز مانند رویا عمل می کند . قهرمان کتاب در جهانی در عین حال آشنا و عجیب گشت و گذار می کنند ، فرافکنی بخش هایی از گذشته اش را بر نمی تابد و از طریق برخوردهایش خاطره های دوستان و عشق های قدیمش را باز می یابد . »
ایشی گورو در سال 2000 کتاب" وقتی یتیم بودیم "و در سال 2003 کتاب" غمناک ترین موسیقی دنیا" را منتشر ساخت . طبق نظر اکثر منتقدان این دو اثر هم در راستای دیگر آثار ایشی گورو و در حکم ادامه ی همان پروژه ها بوده اند . و اینکه ایشی گورو در هر اثرش هر چند که به نوعی می توان گفت در ادامه ی آثار قبلش بوده اند و همگی بیان نوستالوژیک زندگی هستند ، اما در هر اثر به نوعی متفاوت به مضمون پرداخته شده است و در نتیجه چیزی نو و جدید ارایه داده است .
درسال 2005 او اثر متفاوت دیگری منتشر نمود به نام هرگز ترکم مکن به ترجمه ی مهدی غبرایی .
هرگز ترکم مکن :
هرگز ترکم مکن Never Let Me Go رمان تکان دهنده ای است در باره ی انسان های شبیه سازی شده که از زاویه دید شخصیتی به نام کتی نقل می شود . رمان ، داستان آدم هاییست که برای اهدای اعضا پرورش می یابند واز سوی مردم عادی ، موجوداتی بدون احساس و شعور خوانده شده ، که فقط برای استفاده از اعضا مناسبند و دلیل زنده ماندن و رشدشان همین است . 
این رمان آن طور که از عنوانش بر می آید جزو قصه های عاشقانه ی آبکی نیست ، اصلا عاشقانه نیست گرچه از عشق حرف می زند ، اما عاشقانه حرف نمی زند . نویسنده فضای داستان را به گونه ای طراحی کرده که مخاطب ابتدا شک می کند به این که قهرمانان داستان آوای عشق را می شنوند یا آوای هنر را یا هر دو را ؟ از این رو ایشی گورو مخاطب را در یک بحران قرار می دهد که حل آن نیازمند داشتن دید و نگاهی فلسفی به مقوله ی زندگی است . می گوید : « از ناچاری به ژانر علمی تخیلی روی آوردم ، نه به دلیل علاقه ، بلکه به خاطر نیاز دراماتیک و برای ایجاد انسجام در رمان . از این رو قلب رمان آن جا نیست . ضمنا حاوی حکایتی سیاسی یا نتیجه گیری اخلاقی هم نیست . »
بر اساس این کتاب فیلمی ساخته شده با همین نام که از ژانویه ی 2011 بر پرده ی سینما نمایش داده می شود .
ایشی گورو در سال 2009 مجموعه داستانی متشکل از 5 داستان را منتشر نمود که در ایران به نام شبانه ها با ترجمه ی علیرضا کیوانی نژاد منتشر شده است . شبانه ها با محوریت موسیقی و شب است که این عناوین رادارند : خواننده یا ــ چه بارانی باشد ، چه آفتابی ــ شبانه ــ نوازنده های ویلن سل ــ تپه های مالورن .
ایشی گورو به دلیل علاقه و تسلط فوق العاده ای که به مباحث موسیقی دارد در این مجموعه داستان ضمن بیان قصه های خود به نوعی تاریخ موسیقی غرب و چهره های برجسته ی آن را مرور کرده است . نویسنده تلاش می کند با خلق شخصیت هادر قالب داستان کوتاه ، به طرح سوال بپردازد و در این راه به همان سیاق قبلی ، دست ازطنازی و شوخ طبعی هم بر نمی دارد . نویسنده در این داستان ها با همان سلوکی که در « بازمانده روز » داشته ، به روایت می پردازد و این جا البته راویان ، آن قدرها گیج نیستند و این همان رندی خاص ایشی گورو است . خاصه در داستان نخست که راوی نوازنده ای است ازبلوک شرق اروپا ــ لهستان ــ و آن که مقابلش قرار دارد ، یک امریکایی است .
ایشی گورو امروزه در خانه ای زیبا در لندن زندگی می کند . در سالن وسیع منزلش با آن مبل های راحت چرمی ، در گوشه ای یک پیانو و چند گیتار دارد که یادآور بلند پروازی های نویسنده در زمینه ی موسیقی است . موسیقیدان غمگینی که سپس به ادبیات روی آورد و به زودی به موفقیت دست یافت . در سال 1983 مجله گرانت او را در فهرست بهترین نویسندگان جوان انگلیسی جای داد .
+ نوشته شده توسط کانون ادبیات داستانی دزفول در و ساعت
|